من تنها
وقتی تو بارانی میشوی در آسمان چشمانت غرق میشوم و فراموش میکنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد.
نظرات شما عزیزان:
|
About
سلام میترا هستم از اراک امیدوارم لحضه های خوبی توی وبم بگذرونید Archivesمهر 1391شهريور 1391 تير 1391 خرداد 1391 ارديبهشت 1391 AuthorsمیتراLinks
دنیای ارزوها
LinkDump
مهران مهناز |